واکسن 18 ماهگی ایلیا
بالاخره روز یکشنبه 28 خرداد ایلیا واکسن 18 ماهگی رو زد. اون مرکز بهداشتی که ایلیا اونجا پرونده داشت فقط یکشنبه ها واکسن می زدند من هم مجبور شدم دو روز زودتر از تاریخی که باید واکسن میزد ایلیا رو ببرم واسه واکسن. آخه تا یکشنبه هفته آینده هم نمی تونستم صبر کنم و خیلی استرس داشتم.از چند روز پیش هم به چشمای ایلیا نگاه نمی کردم احساس گناه میکردم و با خودم میگفتم من دارم به اعتماد ایلیا خیانت میکنم.بابایی که خیلی به حرفای من می خندید اما من این حرفا رو جدی می گفتم.خلاصه صبح ساعت 10:15 با خاله نیکا ایلیا رو بردیم بهداشت.من که فقط یک کیک خوردم
و نیکا هم یه موز.
هردو مون استرس داشتیم.خیلی شلوغ بود و ایلیا ساعت 11:20 واکسن زد.اول یه قطره ی خوراکی بود که 2 قطره خورد
بعد هم یه واکسن توی دست راست و یه دونه توی پای چپش.تازه بعد از واکسن توی دستش آروم شده بود که چشمش خورد به اون واکسنی که قرار بود توی پاش بزنه
و دوباره شروع کرد به گریه کردن و همین جوری که پاهاش رو شدید تکون می داد خانومه واکسن رو فرو کرد توی پاش من که فقط دعا می کردم واکسن توی پاهاش نشکنه.بعد از اون هم ایلیا رو بردم پیش متخصص اطفال آخه وزنش زیاد نشده بود.وزنش 13.300 بود و تغییری نکرده بود اما دکتر گفت وزنش عالیه.این بود ماجرای ما


واکسن 18 ماهگی ایلیا
